تبليغاتX
کانون آسمانی!
گپ و گفت هایی صمیمی و جدی درباره خانواده!

زندگی ما هرلحظه رنگی دارد. گاهی فریبا و دلنشین و گاه زشت و ناموزون!

روزگار، یک روز "با من" و روز دیگر "بر من" است. از این روست که اندکی خوش و چه بسیار ناخوشم، دقیقه‌ای خندان و ساعتی گریانم و خلاصه در این دار بلا اندود، حیرانیِ ماندن و رفتن را برمی‌تابم و هر آن در پیچ و تاب کوچۀ فراموشی و غفلت، رنج و دردی را به انتظار می‌نشینم.

این حال و روز من است که ره به ترکستان برده، چاه بر راه برگزیده‌ام، نه آنان که با ترک دنیا سعادت عقبی را خریدند و دنیا را هرگز سرای آسایش و امن ندانستند.

 

آه من قله الزاد!...

وقت تنگ است! باید "خواب" را برای قبر بگذاریم.

آسایش دنیا کوتاه و رنج‌آلود است! "راحتی"مان را برای آخرت بگذاریم.

لذتهای دنیا سخت ناپایدار است! برآوردن "خواسته‌های دل" را به بهشت واگذاریم.

به‌راستی فخرفروشی دنیا حباب است! هرکه مرد است، پای میزان الهی "تفاخر"‌و گردن فرازی کند.

 

با این همه، در فصل برداشت، کشتگاه حاصلخیز دنیا، خرمنهای عمل صالح و باقیات‌الصالحات آنان را انباشته خواهدکرد که در فصل کاشت بسیار کم آسوده‌ و چه سخت کوشیده‌اند.

و آنان که چون من! هنگامۀ کاشت، بر چاربالش تکیه زدند؛ هنگامۀ برداشت، در پی این و آن دوان و از شرم و خفّت، عرق‌ریزانند.

در کتاب ارزشمند چهل حدیث حضرت امام خمینی قدس سره الشریف، حدیث ششم، چه پرمایه و بهت انگیز، راه از چاه بر ما می‌گشاید:

من أصبح و أمسی و الدنیا أکبر همّه، جعل الله الفقر بین عینیه و شتت أمره، و لم ینل من الدنیا إلا ما قسم به. و من أصبح و أمسی و الأخره أکبر همّه، جعل الله الغنی فی قلبه و جمع أمره.

این روایت، آن حدیث قدسی را به یاد می‌آورد که خداوند به حضرت‌عیسی علیه‌السلام فرمود:

به دنیا وحی کرده‌ام که فرار کن از هرکه در پی تو است و در پی کسی باش که از تو گریزان است!

 داستان بهلول دیوانه!! را شنیده‌ایم که حاکم وقت را چگونه به سختی حساب و کتاب هشدار داد. بر درب داغ تنوری مشتعل ایستاد و آنچه از دنیا نصیب داشت، برشمرد:

                              بهلول و خرقه و نان!

آنگاه از آن حاکم جور خواست تا چون او، ایستاده بر دربی بر فراز آتش فروزان، دارایی خود از دنیا را برشمرد و ...؛ شنیده‌ایم که میزان در طول کشیدن عالم قبر و برزخ، همین تعلقات است و ازاین‌روست که در بعضی روایات آمده است که برای اولیاأالله بیش از سه روز عالم قبر نیست، آن‌هم به جهت تعلق طبیعی و سرشتی.

راستی چه مقامی است برای آنان که به خطاب "یا أیتهاالنفس المطمئنه"، خوانده می‌شوند. طوبی لهم و حسن مأب.

غلام همت آنم که زیر چرخ کبود     ز هرچه رنگ تعلق پذیرد آزاد است

و اما در زندگی زناشویی:

اگر هریک از ما اندک اندک، چشم بر راحتی و لذت خود بپوشد و در این میان، دیگری را در نظرداشته‌باشد، آن می‌شود که باید و خانه، آشیانۀ مهر و عطوفت و سرای عشق و راستی خواهد شد. یاحق

 

نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 1:59 | لینک  | 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است...

 

کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا...   

 

یاران ! این قافله، قافله عشق است و این راه كه به سرزمین طف در كرانه فرات می رسد، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد كه :‌الرحیل، الرحیل ...

بدان كه سینه تو نیز آسمانی لایتناهی است با قلبی كه در آن، چشمه خورشید می جوشد و گوش كن كه چه خوش ترنمی دارد در تپیدن؛ حسین، حسین، حسین ،‌حسین. نمی تپد، حسین حسین می كند.

صحرای بلا به وسعت تاریخ است و كار به یك یا لیتنی كنت معكم ختم نمی شود.

اگر مرد میدان صداقتی، نیك در خویش بنگر كه تو را نیز با مرگ انسی این گونه هست یا خیر! كه اگر با مرگ انس نگیری، خوف، راهِ تو را خواهد زد و امام را در صحرای بلا رها خواهی كرد.

                                                                 شهید سید مرتضی آوینی/ فتح خون

 

راستی چه نسبتی است بین خانواده‌داری و عاشورا!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 1:55 | لینک  | 

با سلام؛

خردادماه کجا و دی ماه کجا!!

کاملا حق با شماست. ولی بهتره اصلا سراغ دلایلش نریم...

..................................................................................

شب عید غدیر است و نمی دانم از چه چیز باید نوشت که هم به خانواده بچسبد و هم به غدیر بخورد!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 23:19 | لینک  | 

انتظار می رفت که پست قبلی، کامنت های بیشتری رو درگیر خودش کنه و البته شاید اگر بجای طرح پرسش تشریحی، کار به انتخاب یک گزینه ختم می شد، و یا توضیح بیشتری دربارۀ زوایای اون ارائه می شد، با رویکرد بیشتری از سوی لااقل دوستان نزدیک روبرو می شد!

و اما توضیح بیشتر:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 6:25 | لینک  | 

به نظر شما نقش خانم خانه در مسائل مالی خانواده چیست؟
امیدوارم کاملا واقع بینانه پاسخ دهید.
با تشکر
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 20:54 | لینک  | 

اگر قرار باشد از زندگی بنویسم، آن هم از مسائل معمول و روزمره اش، ترجیح می دهم از همین دعواهای همیشگی آغاز کنم!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 2:22 | لینک  | 

نوشتن پست قبلی که البته به عنوان گام اول و تبیین ریشة بسیاری از دردهای خانوادگی صورت پذیرفت؛ گويا تصويري آرمان‌گرا از نويسنده ارائه‌كرد! حقيقت اين است كه در نگاه من هركدام از ما يا شايد بهتر است بگويم زن و مرد در زندگي بر اساس قدر و قيمتي كه براي خود قائل‌ايم حلال مشكلات و يا مشكل‌آفرينيم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 1:36 | لینک  | 

امشب كتاب "تطهير با جاري قرآن"را ورق مي‌زدم و راستي كه هميشه از خواندن آثار زيبا و امروزين مرحوم صفايي(ع.ص) لذت مي‌برم؛ در صفحة 107 مطلبي مفيد ديدم كه ذكر آن متناسب با مطلب پست پيشين است:


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 2:52 | لینک  | 

نيازهاي رو به افزايش:

در روزگار كنوني افزايش غافلگيرانة نيازهاي مادي كه به گونه‌اي جدي فضاي خانه و خانواده را تحت‌الشعاع قرارداده‌، تأثيرات و لطمات جدي بر اجزاء مهم درخت خانواده وارد آورده است. بگونه‌اي كه گاه كاركرد خانواده به عنوان فضاي آسايش، عطوفت و عشق را منتفي كرده و اضطراب، گله‌مندي و دلسردي را جايگزين آن مي‌كند.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط سید مهدی در ساعت 8:51 | لینک  | 

این فضای دل انگیز و روح نواز و البته بسیار مقدس، که خانواده نام دارد؛ بسان دریایی است که:

 لحظه ای آرام است و آرامش آن شکوه روح تو را به بار می نشیند؛

و گهگاه مواج و پرتلاطم، که خروش هر موجش نیز می تواند نردبانی برای صعود باشد به شرط آنکه طنین های تکان دهنده اش را به گوش جان دریابی و براستی پاسخ گویی!

 

واینگونه "بودن" عظمتی می طلبد؛ که اگر لحظه ای سهمگینیِ امواج، تو را در هم شکند و تا سرحد سقوط تنزلت دهد و محروم از فرح بخشی نسیم "با هم بودن" به انزوا بکشاندت!

آری! باید تلاش کنی تا به تداعی پیام های انسان ساز درون- فطرت-، "شدن" را تمرین کنی.

پیام هایی از این دست، که:

... بیاد داری آن روز را که زندگی را بخاطر خدا شروع کردی؟؟؟

نوشته شده توسط آزاده سادات در ساعت 2:51 | لینک  |