بي هيچ ترديد برآوردن نيازهايي كه افزايش هر روزة آن محسوس است، در گام اول حضور مرد در خانه را ميكاهد و در گام دوم خانواده را از حضور گرم و شورآفرين زن محروم ميسازد!! و اين شايد آن دليل اصلي تفاوت نسل جديد با نسل قديم در اصالت يا بيهويتي است.
فراوانيِ حضور اين مهمان ناخوانده و مشكل ساز بر سر سفرة مهر خانواده كه آشيانگي خانه را زير سؤال برده است! تغييراتي عيني در تعاملات نسل جديد با والدين و به تبع آن اجتماع پديد آورده است.
اين مجال نيز، كلامي ديگر از " امام موسي صدر" در تبيين و تحليل اين مسئله است:
کلامی دیگر از امام موسی صدر:
... در شرايط فوقالذكر، روابط والدين و فرزندان به شدت آسيب ميبيند. كودك در شرايطي كه به سرپرستس مستمر و كامل والدين نياز دارد، خود را تحت سرپرستي جانشين والدين(اعم از اشخاص و مؤسسات) مييابد و اين نوع سرپرستي هزينههايي (براي او) دارد. ولي سرپرستي والدين جز در اوقات معين و محدود صورت نميگيرد.
كودك در چنين شرايطي، صفت مطلق(عشق بي چون و چرا) را در والدين خويش نمييابد و وجود كلي را كه در وجود آنان متباور است تنها بهطور نسبتاً محدود و سطحي ميبيند. در نتيجه، جايگاه والدين بلكه همة هستي در ديدگاه كودك تنزل مييابد. كودك والدين و هستي را داراي قدر و قيمت محدود مييابد و به همين جهت مناسبات والدين با او و روابط ميان نسل جديد و قديم دچار تنزل ميگردد. حركات خشونت آميز نسلِ رو به رشد عصر ما از همين زاويه قابل تفسير است.چه، نسلهاي متوالي در گذشته با يكديگر پيوند و ارتباط داشتند و اين پيوند از ناحية وحدت فكري و و حدت ذهني نبوده است؛زيرا در اين دو مورد نسلهاي جوان و پير همواره اختلاف داشتهاند، بلكه ميتوان گفت اين تفاوت در تفكر و منطق، در حقيقت علت اساسي تكامل و خروج از جمود بوده است. با اين حال، نسل رو به رشدي كه از لحاظ منطقي و ذهني با نسل سابق خود متفاوت بود با احساسات عاطفي مستحكمي با آن پيوند ميخورد.زيرا نسل جديد در اسلاف خويش دهش و بخشش تام و تمام مشاهده ميكرد، مادر نمونة بخشش مستمر و همه جانبه و عميق و نامحدود بود و پدر و معلم و پزشك نيز به همين ترتيب. كودك در لابلاي اين تصاوير جذاب از زندگي و گذشته رشد ميكرد و در حالي كه فريفته و مجذوب و وجودش مملو از محبت بود، از سر وفاداري و احساس مسؤوليت ارتباط بسيار مستحكمي برقرار ميكرد.
اين پيوند عاطفي و قلبي، دركنار تفاوت ذهني باعث ميشود تا فرزندان نقش پدران را تكميل كنند. نسل جديد نوگرا است، درعين حال در ادامة وجود نسلهاي گذشته قراردارد.
فاصلة زماني و مكاني، اشتغال هريك از زن و مرد به شغل خاص و گرفتاريهاي خود، ارتباط ناقص زناشويي به مفهوم همه جانبهاش، و آنچه به طور طبيعي و عملي پيامد اين عناصر محسوب ميشود، روابطزن و مرد را لرزان و اعتماد و تفاهم را اندك ميسازد.
رشد عقلي و اجتماعي فرد در خانواده، بدون ارتباط با ديگران، تفاوت ميان افراد خانواده را گستردهتر ميكند و ميان زن و مرد از يك طرف و آنان و فرزندان از طرف ديگر شكافي ايجاد ميكند كه بتدريج عميق خواهد شد.
- نقل از کتاب ادیان در خدمت انسان(جستارهایی درباره دین و مسائل جهان معاصر)
کاری از موسسه فرهنگی-تحقیقاتی امام موسی صدر
